پست های ارسال شده در دی سال 1391

شرمنده...

گفت:جبران میکنم!گفتم:کدام را؟ عمر رفته را؟روی شکسته را؟دل مرده اما تپنده را؟ حالا من هیچ!جواب این تارموهای سپیدرامیدهی؟ نگاهی کردوگفت:چه پیرشده ای! گفتم:جبران میکنی؟ گفت......کدامشان ... ادامه مطلب
/ 11 نظر / 8 بازدید

166

بازهم هجوم دردها بازهم غمبه بلندترین کوهها پناه می آورمبه اندازه پریشانی روزگارم موی پریشان میکنمو به اندازه تمام غمهایم فریاد میزنم میخواهم ... ادامه مطلب
/ 13 نظر / 9 بازدید

163

باران ببار و تمام دردها را بشور تمام نا آرامــــــــــــــــــی ها تمام دلـــــــــــــــــــــــــــــــهره ها تمام تـــــــــــــــــــرس ها ببار که من هم شرم نکنم من هم ... ادامه مطلب
/ 9 نظر / 8 بازدید